خرید بک لینک
امشب دوباره در زمین شور و نشاط دیگر استدر آسمان دین حق ماهی دگر جلوه گر استدر شادی و شور و شعف اندر جنان پیغمبر است این جلوه ی ایزد نما از نسل پاک حیدر است این گلبن عترت که پاک و طبیب است و طاهر استفرزند زین العابدین مولا امام باقر است امشب در عالم جلوه گر ماهی دلارا آمده شادی و شور دیگری در شهر طاها آمده باقر گل زین العباد امشب به دنیا آمدهبا خلق و خوی مصطفی با عطر زهرا آمده شادان دل اهل ولا در این شب میلاد شدبر کل هستی جهان زینت گل سجاد شد داد هدیه ای بر خاکیان امشب خدای ذوالمننپنجم گل عصمت رس

برچسب: نویسنده: رضا عباسی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 15:12

بار دیگر درب رحمت باز شدباز شور عاشقی آغاز شداین دلم آماده ی پرواز شدبا حسین فاطمه دمساز شد با ولایت این دلم شد منجلیرفت در بیت حسین بن علی جشن شادی گشته در هر جا به پا شور عشق افتاده در بیت الولا آمده روی زمین نور خداشادمان از مقدمش آل عبا آمد امشب شمع جمع عالمینافتخار کربلا بنت الحسین رحمت حق نازل امشب بر زمین شامل ما لطف خلاق مبینبر سپهر دین رسد ماه مهین شیعیان را آمده حبل المتین دردمندان آمده امشب طبیبعاشقان را آمده یار و حبیب غنچه ای از باغ عصمت وا شده هر کجا را بنگری غوغا شدهباز حسین بن ع

برچسب: نویسنده: رضا عباسی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 15:12

تو دیدی ای برادر رنج بی مر را منم دیدمتو دیدی داغ جانسوز پیمبر را منم دیدم تو خواندی شعر سیلی را ز سوز دل منم خواندمتو دیدی نیلگون رخسار مادر را منم دیدم تو در محراب چیدی لاله ی خونین منم چیدمتو دیدی تارک ساقی کوثر را منم دیدم تو در کرببلا رفتی و من همراه تو بودمتو دیدی پیکر صد چاک اکبر را منم دیدم تو از داغ پسر خون جگر خوردی منم خوردمتو دیدی از عطش تبخال دختر را منم دیدم ولی باور نمی کردم سرت را روی نی بینمتو کردی بارور این نخل باور را منم دیدم ژولیده

برچسب: نویسنده: رضا عباسی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 15:12

و کعبه می‌شکافد سینه را تا اولین باشدکه اول سینه چاک شاه دین روی زمین باشد بشر کی می‌تواند زادگاهش قبله‌اش باشدنمی‌گویم خدا اما نه آن باشد نه این باشد و از سلمان و عمار و ابوذر می‌توان فهمیدکه او آمد به این دنیا که انسان آفرین باشد ملائک تا ندا دادند لا علم لنا الاعلی آمد که علم آموز جبریل امین باشد یدالله است آن خیبر شکن آن فوق ایدیهمیقیناً این همان دست خدا در آستین باشد بلاغت مست یک حرفش قضاوت تشنه حکمششجاعت در میان کارزارش خوشه چین باشد اگر احمد نزول وحی را خاتم شده اینکعلی آمد که بر انگشتر خ

برچسب: نویسنده: رضا عباسی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 15:12

ای یار وفادار علی میثم تمارنازد به تو در هر دو جهان حیدر کرار در حشر به پاس زحمات تو در عالمدست تو بگیرد ز کرم احمد مختار با این همه ایثار و فداکاری آن گلراضی بود از کار شما خالق دادار تا حشر کند فخر به تو شیعه ی مولااز بس که نمودی به ره دین حق ایثار بگذشته ای از جان و تنت در ره اسلام دیدی به ره دین تو بسی از عدو آزار ای همدم و همسنگر و ای یاور مولاداری ز کرامات خدا زائر بسیار در راه ولایت تو گذشتی ز سر و جانتسلیم نمودی به خدا جان به سرِ دار من نوکر نالایق درگاه (رضایم)بنما نظری از کرم خود به

برچسب: نویسنده: رضا عباسی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 15:12

ای که خاک قدمت سرمه چشم تر من کن خلاص از غم عشقت دل غم پرور من زبان حال ابوالفضل کنار علقمه از اسب زمین افتاد صدا زد اخا ادرک اخاک یعنی برادر برادرت را دریاب پدرت از نجف آمد تو هم از خیمه بیا قدمی رنجه نما پای بنه بر سر من مشک پاره بده زینب که مدینه ببرد تا شود با خبر از خجلت من مادر من یا اباعبدالله هوسم بود که آید به سرم ام بنین حسین جان مادرت فاطمه آمد عوض مادر من هر کجا پای گذاری به زمین می‌بینی قسمتی از بدن و از سر و از پیکر من تا از اسب با صورت به زمین خورد ناله اش بلند شد یا اخوا ادرک

برچسب: نویسنده: رضا عباسی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 15:12

#حضرت_زینب_سلام‌الله‌عَلَیها_ذکرمصائب #سیدالشهدا_علیه‌السلام_ورودبه_کوفه نه تنها گشته سر تا پا به رنگ ارغوان زینبشبیه یاس پیغمبر شده قامت کمان زینب شنیدم از قدیمی‌ها به مادر می‌رود دخترامامش را حمایت کرده پس تا پای جان زینب به رغم اینهمه داغ و فراق و طعنه و سختینداده در صبوری لحظه‌ای از کف عنان زینب به آتش می‌کشد با خطبه‌هایش کاخ ظلمت رابه کـوه صبر دارد قلۀ آتـشفـشـان زینب نوشته هر کجا ذبح عظیم آن را بخوان اکبرنوشته هر کجا صبر جمیل آن را بخوان زینب فقط مانده به تیر و خنجر و شمشیر و سرنیزهسفارش‌ه

برچسب: نویسنده: رضا عباسی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 15:12

کرمت ذاتیه الحق میتونییه گدا رو یک شبه آقا کنیمحاله شما بهم بگی برومحاله که دستامو رها کنی اونقده هوامو داشتی تا حالاکه نمیشه دونه دونه بشمُرمهمه چیم برا توئه ؛تو زندگیمهر طرف با کرمت بر میخورم من با تو زندگی کردم ؛ میدونمآخرش هم توی روضه جون میدموقتی مظلوم میکشن تو هیئتابرات از همین‌جا دس تکون میدم از تموم خواستنی های جهانمن فقط خاطرتو میخوام حسینمنو از نزدیکای خودت بدونراه دوری نمیره امام حسین مطمئنم که اجازشو دادیتوی شادی توی غم میگیم حسینمادرت زهرا دعامون میکنهوقتی که همه باهم میگیم حسین ✍️

برچسب: نویسنده: رضا عباسی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 15:12

آه، یاران روزگارم شام شدنوبت شرح ورود شام شد شام، شهر محنت و رنج و بلاشام، یعنی سخت‌تر از کربلا شام یعنی مرکز آزارهاآل عصمت را سربازارها شام، یعنی از جهنم شوم‌تراهل بیت از کربلا مظلوم‌تر شام، یعنی ظلم و جور بی حساباهل بیت عصمت و بزم شراب در ورود شام، از شمر لعینکرد خواهش ام کلثوم حزین کای ستمگر بر تو دارم حاجتیحاجتی بر کافر دون همتی ما اسیران، عترت پیغمبریمپرده پوشان حریم داوریم خواهی ار ما را بری در شهر شاماز مسیری بر که نَبْوَد ازدحام بلکه کمتر گِرد عترت صف زنندخنده و زخم زبان و کف زنند آن جنا

برچسب: نویسنده: رضا عباسی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 15:12

در مجلس یزید که شرحش شنیده اید زینب چه دید آنچه به عالم ندیده اید گفت ای یزید دست ز ایمان کشیده ایشادی ، از اینکه راس حسین را بریده ای راسش گهی به نیزه زنی گاه بر درختمسرور شاد و خرم و خندان به روی تخت بنشین که خوب به مطلب رسیده ایظالم مگر تو آل علی را خریده ای + امن العدل یابن الطلقاء تخدیرک اماء ک و نساءک و سوقک بنات رسول الله سبایا،آیا این از عدالت است، ای فرزند بردگان آزاد شده ، زنان و کنیزگان خود را پشت پرده نگه داری ولی دختران رسول خدا صلی الله علیه و آله اسیر باشند؟ چه کرد در جواب بی بی ز

برچسب: نویسنده: رضا عباسی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 15:12

صفحه بندی